موفقیت راز سر به مهری ندارد



« موفق » شدن و شاهد پیروزی را درآغوش گرفتن ، خواست هر « آدم » ی است . فرق نمی کند که ژرفای جنگل های آمازون زیستگاه اوست یا صحاری آفریقا . . . در وال استریت نیویورک ساکن است یا بر کناره گنگ .
میل به ظفرمند ی ، اشتیاقی است نهفته در وجود هر انسان ، فارغ از رنگ و نژاد و جنسیت و زبان و ملیت و . . .
اما آیا همه ی مردمان به صرف این « شوق » و « علاقه » ، در زندگی شخصی و اجتماعی شان ، افرادی پیروزمند هستند ؟ . . . پاسخ ، بی گفت و گو ، منفی است و جز این هم انتظاری نیست .
چرا تنها گروه کمی از افــــراد بشر ، به معنای واقـــــعی « موفق » ند و مابقی به قول رفیقی قدیمی، در صف « بندگان حسرتی خدا » قرار دارند ؟
چرا فکر می کنیم که « موفقیت » ، شانس ی است که در خانه هر کسی را نمی زند ؟ . . . یاچرا گمان می بریم که « توفیق » ، تقدیری است تحریرشده ازازل در دفتر سرنوشت مان ؟ . . .
چرا هیچگاه ازخودمان نمی پرسیم که « موفقیت » چگونه حاصل می شود و افراد موفق با چه راهکاری به آنچه خواسته اند ، دست یافته اند ؟
چرا مدام به دنبال کشف « اسرار» ی هستیم که برای « موفق »بودن ، تصور می کنیم ؟ . . .
چرا فکر نمی کنیم که « راز » اصلی ، در وجود خودمان نهفته و « من » درون مان ، « سر » غایی است ؟ . . .
پاسخ اکثر پرسش شوندگان در قبال این چراها ، یا سکوت است یا به نوعی می کوشند تا « موفقیت » را به عواملی بیرون از خود ، ربط دهند .
به عنوان مثال بیشتر داوطلبان آزمون وکالت و دانشجویان حقوق که فکر پوشیدن جبه ی وکالت را به سرداشته و دراین راه خود را به آب و آتش می زنند ، وقتی با ناکامی در آزمون مواجه و کاخ آمال شان را فروریخته می بینند ، به جای آنکه در اندرون خویش به دنبال عامل عدم توفیق شان بگردند ، در پی مقصردانستن این و آن اند و عللی چون بدشانسی و استرس و . . . را علت برمی شمارند . ازنگاه این گونه افراد ،ابر و باد ومه و خورشید وفلک ، دست به یکی کرده اند تا مانع از قبولی ایشان شوند .
در حالی که موضوع خیلی ساده تر ازاین حرف هاست .
این گونه داوطلبان فراموش کرده اند که موفقیت رازسربه مهری ندارد . . . واصلا" پای «راز» ی درمیان نیست .
آن ها ازیاد برده اند که ، « برند ه ها عمل می کنند اما بازنده ها فقط آرزو دارند » .
آن ها از یک اصل مهم غافل مانده ند . این که « توانستن » با « خواستن » ، محقق می شود و «خواستن » در گرو « باور » است و « باور » با « تجسم » و « دیدن » مداوم جایگاه مورد نظر ، تبلور می یابد .
به کلامی دیگر ، « باور + دیدن = خواستن -> توانستن » .
ویلیام جیمز ( استاد دانشگاه هاروارد ) : « باور » ، « حقیقت راستین » را شکل می دهد .
هر تصویری را که درفکر ، مجسم و متمرکز بدارید و باور را پشتوانه آن قرار دهید ، شعور باطن شما ، آن تجسم را عینیت می بخشد .
پس برای « وکیل » شدن ، باید به طور مدام ، خود را آراسته به « ردای وکالت » ببینید . برای رسیدن به این تجسم دایم و دستیابی به « باور » راستین که « خواستن » و نهایتا" « توانستن » و کسب عنوان « وکیل » را پیامد دارد ،نیازمند « تصویرسازی ذهنی » هستید .
« تصویرسازی ذهنی » یعنی « اندیشیدن و متمرکزکردن ذهن به موضوعی ویژه » .
ارســــــطو معتقد بود که :« تفـــــکر بدون تصــــــــویر ذهنــــــی و تخیـــــــل ، ممکن نیست » و « تخیل » ، کلید واژه ی تمرکز و آرامش است . . .
« آلبرت اینشتین » نیزدر باره تصویر سازی ذهنی ، عقیده داشت که « تخیل ، همه چیز است . تخیل پیش بینی جذابیت های آتی است . . . در حالی که منطق ، شما را از نقطه A به نقطه ی B می برد ، تخیل ، شما را به همه جا می برد » .
با چنین تعــــــاریفی از بزرگان فلسفه و اکــــــابر علمی در باره « تخیل » به عنوان زیر بنـــــــــــای « تصویرسازی ذهنی » ، پیشـنهاد اکید مان به داوطلبان آزمون وکالت ، آن است که نسبت به این امر ، اهتمام ویژه داشته باشند .
داوطلبی که « وکیل » شدن را وجهه ی همت خود قرارداده است ، باید همــــواره ذهن خود را روی « وکیل بودن » خویش متمرکز کرده و همه موارد مرتبط به وکیلی موفق و معروف را به صورت شفاف و با جزئیات کامل و دقیق در ذهن ببیند . نوع لباس ازنظر رنگ و مدل و حتی جنس پارچه ، نحوه ی برخورد و لحن گفتار با موکلین و مراجعین به دفتر کار، چگونگی معماری داخلی دفتر وکالت از حیث نوع ، جنس ، رنگ و چید مان مبلمان اداری و پذیرایی ازمراجعین ،تزیینات دفتر ، هارمونی پرده ها با وسایل اتاق کار و اتاق انتظار، نوع ومدل اتومبیل،گزینش منشی و . . . را به طور مدام ، تجسم و برای بهینه کردن آن ها ، اندیشه کند . باید که خود را در صحن دادگاه ومحضرقاضی در دفاع ازموکل دیده و حالت خود را پس ازتوفیق در کسب « رای » یی مبنی بربــــــرائت موکل خویش و واکنــــش تحســـین آمیز اطرافیان را بعینه ببیــند تا « باور » وکیل بودن در اندیشه ش ، ملکه و نهادینه شود .
با توجه به دو قانون « تطابق » و « تمرکز » مبنی بر اینکه جـــهان بیرون ازشما ، منطبق با تصاویرذهنی تان بوده و آنچه را که در ذهن تجسم نموده و اندیشه تان را برآن متمرکزکرده اید ، به طور قطع و یقین در جهـــــان بیرون ازشما ، اتفـــــاق خواهد افتــــاد و با ممارست پیــــگیردر کار « تصویرسازی ذهنی » ، «رویای » وکیل شد ن تان را به « واقعیت » ی دلچسب ، بد ل کنید .
قانون تطابق : جهان بیرونی ، منطبق با تصاویرذهنی شماست .
قانون تمرکز : آنچه که ذهن تان را همواره به خود مشغول می کند ، حتما" در جهان بیرونی تان ، رخ خواهد داد .
این دو قانون ، منشاء همه ی پیروزی ها وشکست های دنیاست.
بدانید که « تصویر سازی ذهنی » ، ارزان ترین و در دستــــرس ترین وســـــیله « موفقـــیت » برای « وکیل » شد ن « شما » ست. فقط کافی است با غلبه بر ترس ناشی ازتفکر عدم قبولی در آزمون وکالت در اولین تجربه و با اعتقاد به اینکه با یک شکست ، دنیا به آخر نمی رسد و هر شکست ، پیش درآمد پیروزی ست و تحقق یک « رویا » به حقیقتی ملموس ، همواره در دسترس است ، به تمرین در « تصویر سازی ذهنی » بپردازید و همواره مثبت بیند یشید و ازانکار کردن بپرهیزید . چرا که انکار، نه تنها رافع مشکل نیست بلکه آن را سخت تر هم می نماید .
همـان گونه که پیش تر اشاره کردیم ، برای قبولی در آزمــــــون وکالت وملقب شدن به عنــــــــوان « وکیل » ، باید به نحوی فکر کنید ،به لحنی سخن بگویید ، به شیوه یی لباس بپوشید و چنان احساسی داشته باشید که انگار در همین لحظه به « هدف » تان رسیده و وکیلی سرشناس و نامور شده اید .
با توجه به نظریه ی روانشناسان مبنی براینکه ، یک ساعت تصویر سازی ذهنی ، تاثیرش چندین برابر تلاش جسمانی چند ساعته بوده و نتیجه مطلوب تری به دست می دهد ،بدانید که با تخصیص ده تا پانزده دقیقه زمان روزانه برای « تصویرسازی ذهنی » ، به نتایجی شگفت انگیز ، دست خواهید یافت .
ایستر هیکس ( نظریه پرداز در حوزه قانون جذب ) : اگر انسان بتواند فقط هجده ثانیه روی خواسته واقعی خود ، تمرکز کند ، زنگی بزرگ در کاینات به صدا در می آید . این گونه ، توجه کل هستی به شخص و آرزوی درونی وی ، جذب می شود .
این هجده ثانیه اگر تا شصت و هشت ثانیه ، تداوم یابد ، کار تمام است.
چراکه کل هستی به تکاپومی افتد تا برای فکر متمرکزشد ه ، راه حلی بیابد . اگر آرزوست ، برآورده سازد و اگر پرسشی است ، پاسخ ش را پیدا کند .

ازآنجا که « تصویر سازی ذهنی » در واقع ، فعـــــال کردن نیمــــکره ی راست مغــــز به عنوان مسئول تخیل ، سلیقه ، هنر و امور احساسی می باشد ، براین اساس ، تصاویر ذهنی ، تامین کنند ه برنامه های ضمیر ناخودآگاه بوده و ضمیر ناخود‌آگاه نیز مسئول اجرایی بخش اعظمی از زندگی ماست .
به یاد داشته باشید که « حال بودن زمان » ، « مثبت بودن شرایط ذهنــــی » و « آرامش مناسب » ، سه شرط مهــــــــــــــــم برای « تصویـــــــــــــــــــرسازی ذهنی » است .پس بکوشید به وقت اندیشه کردن و ساخت تصویردر ذهن خود ، حتما نکات گفته شد ه را مد نظر قـــــــــرارداده ونظربه اینکه ضمــــــیرناخودآگاه ، خد متــــــــــــکارشماست و نه رییـــــــــــــــــس تان ، باور داشته باشید که « برای موفقیت ، اجازه بی اجازه » .
برایان تریسی : همه ی پیشرفت های دنیای بیرون تان ناشی از پیشرفت دنیای ذهنی تان است .
بنابراین « ترس » را هجــــــــــــــــــی نکنـــــــــــــــــــــــــــــید . مقابله با چالـــــــــــــــــش ها ، رمز حذف « تـــــــــــــرس » از زندگی شمــــــــــــا است . دریا دل باشید و ایمـــــــان بیــــــــــــــــاورید که « خطــــــــر پذیری » ، میوه ش ، پیــــــــــــــــروزی است.
و . . . حرف آخرمان ، همان سخن اول مان است . اینکه :
« مـــــــــــــوفقیت ، راز سر به مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــهری ندارد » .

داوطلب گرامی
با عنایت به مقاله فوق، لطفأ، حتمأ فرم زیر‌را از حیث درصدهای هر درس و رتبه‌ای که برای خود، متصور می‌دانید، تکمیل نمایید.




برچسب ها: موفقیت راز سر به مهری ندارد